یکشنبه, 6 بهمن 1398
توصیه های 50 کارآفرین

کارآفرینان برتر چه پیشنهاداتی برای موفقیت دارند؟

یکی از ویژگی‌های ذاتی و غریزی ما انسان‌ها این است که دوست داریم موفقیت را تجربه کنیم. چه لذتی بالاتر از این است که به واسطه موفق شدن و رسیدن به هدفهایمان شادی را از ته دل احساس کنیم. نکته این جا است که گرچه این غریزه در همه وجود دارد اما همه ما نمی‌توانیم صرفاً با اتکا به خودمان از پله‌های موفقیت بالا برویم. عرصه کارآفرینی نیز از این قاعده مستثنی نیست و برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق باید به الگوهای موفق این حوزه تکیه کرد. از این رو در ادامه به توصیه و پیشنهادات 50 کارآفرین برتر دنیا اشاره خواهد شد:

جف بزوس مؤسس شرکت آمازون

«کاری را انجام بدهید که واقعاً به آن علاقه دارید و به دنبال کاری که مد روز هست نروید.»

2. استیو جابز خالق اپل

«مردم می‌گویند باید به کاری که انجام می‌دهید عشق بورزید و این کاملاً درست است. به این دلیل که این کار آنقدر سخت است که اگر علاقه نداشته باشید، از آن دست می‌کشید. خیلی سخت است و باید به مدت طولانی آن را انجام بدهید. بنابراین اگر به آن علاقه نداشته باشید، اگر از آن لذت نبرید به راحتی کارتان را رها می‌کنید.»

3. پیر امیدیار مؤسس ای بی

«کار مورد علاقه‌تان را انجام دهید. اگر شکست بخورید اشکالی ندارد. این همان تجربه‌ای است که باید کسب کنید و اجازه ندهید حتی افرادی که برایشان احترام قائل هستید و به حرف‌های آنها اعتماد دارید، به شما بگویند از عهده آن کار بر نمی‌آیید. اغلب مواقع مردم به شما می‌گویند غیرممکن است زیرا خودشان شجاعت انجام دادنش را ندارند.»

4. مایکل دل رئیس و بنیانگذار شرکت رایانه‌‌ای دل

«به نظرم افرادی که به دنبال ایده‌های بزرگ برای کسب پول و ثروت هستند به همان اندازه افرادی موفق می‌شوند که به دنبال عشق و علاقه‌شان می‌روند.»

5. سرگی برین محقق و مبتکر روسی و یکی از مؤسسان شرکت گوگل

«اگر بدانید که قرار است کارِ شما تغییر زیادی در دنیا ایجاد کند، بسیار رضایت‌بخش خواهد بود و عشقی که ایجاد می‌کند باعث می‌شود انرژی زیادی برای موفقیت درون شما متولد شود.»

6. بیز استون مهندس نرم افزار و از بنیانگذاران توئیتر

«شما باید در کاری که انجام می‌دهید سرمایه‌گذاری عاطفی داشته باشید. اگر به کارتان علاقه نداشته باشید مطمئناً شکست می‌خورید. موفقیت را نمی‌توان تضمین کرد اما با انجام دادن کاری که به آن علاقه ندارید شکست شما حتمی خواهد شد.»

7. گری واینر چاک، کارآفرین، سخنران انگیزشی و نویسنده

«اگر می‌خواهید به جایی برسید، باید وقت زیادی را با افرادی بگذرانید که قبلاً به همان جا رسیده‌اند.»

8. دنیل اک مؤسس شرکت موسیقی اسپاتیفای

«من همه چیز را زیر سئوال می‌برم. این کار هم جنبه مثبت دارد هم منفی. اما باید بتوانید کسی را مجبور کنید جواب بدهد چرا فلان کار خاص را انجام می‌دهد. بدترین جواب این است که بگویید همیشه همین جور بوده و ما هم باید همین کار را انجام بدهیم. در واقع، این جواب نیست. باید همیشه از خودتان بپرسید آیا می‌شود این چیزهایی را که در حال حاضر داریم بهتر کرد؟»

9. کوین رز کارآفرین وب و بنیانگذار شرکت های Digg و Tiiny

«زمانی که به دنبال ایده می‌گردیم، همیشه از خودمان می‌پرسیم، این ایده چه بازار جدیدی را خلق می‌کند و اینکه چه مشکلی را در چه موقعیتی حل می‌کند. هر روز، برنامه‌ام را از لحظه‌ای که بیدار می‌شوم با خودم چک می‌کنم و هرکاری که انجام می‌دهم از خودم می‌پرسم این کار کجای برنامه‌ام قرار دارد.»

10. جیمز آلتوچر کارآفرین، سرمایه گذار و نویسنده کتاب «خودتان را انتخاب کنید»

«اگر شما هر روز ده ایده به ذهنتان نرسد، عضله ایده پرداز شما تحلیل می‌رود. به خاطر همین است که من هر روز این دفتر یادداشت را با خودم دارم. از سال 2001 تا الان این کار را انجام می‌دهم. نکته خوب قضیه این جا است که اگر شما شش ماه این کار را انجام دهید دیگر مثل یک ماشین می‌شوید و نکته شگفت‌آور این است که دیگر همه جا ایده به ذهنتان می‌رسد.»

11. رابرت گرین نویسنده کتاب Mastery

«یادتان باشد که کسی به ایده‌های شما اهمیت نمی‌دهد. اصلاً برای کسی مهم نیست. این شما هستید که باید دنیا را متقاعد کنید. باید نشان دهید تنها فردی هستید که می‌تواند این کار را انجام دهد.»

12. گای کاواساکی نویسنده و سرمایه گذار

«در مورد تغییر دادن دنیا، من از استیو جابز یاد گرفتم که اگر واقعاً به کار و ایده‌تان ایمان داشته باشید خواهید دید که دیگران هم به آن ایمان می‌آورند و برای شما تولید محصول می‌کنند. بنابراین وظیفه شما این است آن چیزی را که باور دارید، پرورش دهید تا تبدیل به واقعیت شود. نباید بگوئید: «مهم نیست که مردم نمی‌توانند ببینند. زمانی که آن را ساختم، می‌بینند.» نه این گونه نیست. باید قبل از این که ببینند، بتوانند آن را باور کنند.

13. استیو وزنیاک، یکی از مؤسسان اپل

«فکر نکنید که حتماً باید از همان ابتدا چیزی همانند کامپیوتر اپل بسازید. بخش زیادی از زندگی را صرف اختراع وسایلی کردم که فقط برای سرگرمی بود. کار کردن برای سرگرمی خیلی مهم است و همچنین اینکه فکر کنید و ببینید آیا می‌توانید کاری یا چیزی را بهبود ببخشید یا نه. اول برای خودتان و برای سرگرمی چیزهایی را بسازید و بعد به فکر کار کردن برای دیگران باشید.»

14. مارک کوبان کارآفرین

«اگر می‌خواهید پیشرفت کنید و به رویاهایتان دست پیدا کنید مسلماً شانس مهم است اما مهمتر از آن وارد شدن به بیزینسی است که همه جا در دسترس باشد و هیچ حد و نهایتی نداشته باشد. زیرا این کار سختی‌های خودش را دارد بنابراین اگر نتوانید همه جا و برای همه، این کار را انجام بدهید نمی‌توانید آنطور که موردنظرتان هست کارتان را گسترش بدهید و ارزش آفرینی کنید.»

15. سم آلتمن کارآفرین

«آیا می‌خواهید بدانید که بهترین ایده چه نوع ایده‌ای است؟ ممکن است ایده بدی به نظر برسد اما حقیقت این است که ایده شما باید دیوانه‌وار و در عین حال درست و حسابی باشد.»

16. تونی فدل مؤسس Nest

«هر وقت می‌خواهید یک کار متفاوت انجام بدهید، همیشه یک لحظه‌ای فرا می‌رسد که باید به حس درونی خودتان اعتماد کنید. حس شما می‌گوید که کارتان درست است یا نه. اگر در کارتان دچار شک و شبهه نشوید، به این معنا است که هنوز مرزها را نشکسته‌اید.»

17. دانا رینگلمن مؤسس Indiegogo

«اگر می‌خواهید به پیشرفت برسید باید یک کار عمیقاً معنادار انجام بدهید یک کار بسیار مهم. بنابراین دنبال این نباشید که سریع به موفقیت برسید، دنبال این باشید که یک چیز مهم را خلق کنید. چیزی که دنیا واقعاً نیاز دارد.»

18. سایمون سینک نویسنده

«چرا برخی سازمان‌ها الهام بخش هستند و برخی دیگر نه؟ همه افراد و همه سازمانها در دنیا می‌دانند که چه کاری انجام می‌دهند. برخی از این سازمان‌ها می‌دانند که چطور این کار را انجام بدهند. مثلاً با متمایز کردن ارزش کسب‌وکار یا ارائه یک ویژگی منحصر‌به‌فرد. اما تعداد بسیار اندکی از سازمان‌ها می‌دانند که «چرا» دارند این کار را انجام می‌دهند. منظور از «چرا» سود نیست. چون سود نتیجه کار است. منظور از «چرا» هدف، رسالت و اعتقاد است. دلیل وجودی سازمان شما چیست؟»

19. ست گودین نویسنده

«اگر کودکی لیموناد می‌فروشد با اینکه یک دستگاه لیموناد بفروشد بسیار فرق می‌کند. چراکه داستان پشت این دو خیلی فرق می‌کند. به همین خاطر وقتی یک کسب و کار کوچک را می‌بینیم از آن‌ها نمی‌پرسیم که دارایی و سرمایه‌شان چقدر است. می‌پرسیم داستانشان چیست؟ چرا باید آنها را انتخاب کنیم؟ چرا باید به کارشان اهمیت دهیم ؟ اگر بخواهید آمار و ارقام ارائه بدهید تأثیری روی من ندارد. من دنیا را از طریق ارقام تحلیل نمی‌کنم.»

20. ایوان ویلیامز بلاگر

«اگر می‌خواهید بدانید آیا واقعاً به چیزی عشق و علاقه دارید یا نه، از خودتان بپرسید اگر من فلان کا را انجام ندهم یا اگر نتوانم از آن پول دربیاورم، آیا باز هم می‌خواهم این کار انجام شود و به واقعیت بیپوندد یا نه؟»

21. رید هافمن مؤسس لینکدین

«وقتی یک ایده برای کارآفرینی دارید، معمولاً دوست دارید که برای خودتان محفوظ نگه‌دارید چون فکر می‌کنید خیلی خاص است. این کار اشتباه است. چون مزیت شما در مقابل رقبا این نیست که یک ایده دارید و برای خودتان نگه داشته‌اید و نمی‌دانید چه نقاط ضعف و قوتی دارد. مزیت رقابتی شما این است که آیا روی این ایده فکر کرده‌اید؟ آیا ایده عملی است؟ تیم مناسب کار چگونه است؟ مهارت مناسب برای این کار چیست؟ بنابراین باید در مورد ایده‌ای که دارید با دیگران صحبت کنید.»

22. جک دورسی یکی از مؤسسان توییتر

«همه می‌توانند ایده‌های نابی داشته باشند. اما مهم این است که ایده را عملی کنیم، گسترش دهیم و اینکه افرادی را پیدا کنیم به ما کمک کنند روی این ایده کار کنیم. چالش اصلی این است. اما برای شروع، باید ایده را روی کاغذ بیاورید، در مورد آن صحبت کنید و به واقعیت تبدیل نمایید.»

23. کوین سیستروم مؤسس اینستاگرام

«نیازی نیست که بهترین باشید بلکه باید ماجراجو باشید. آنقدر باید ماجراجو باشید که بتوانید ایده خلق کنید، توصیفش کنید و ایده‌تان را به دنیا نشان بدهید. ممکن است تعداد زیادی از افراد، این کار را بهتر از شما انجام دهند اما نکته این جا است که باید افرادی را پیدا کنید که جذب ایده شما شوند و مثل شما بخواهند روی این ایده کار کنند.»

24. درو هوستون مؤسس DropBox

«بهترین کار برای این که بفهمید ایده شما جواب می‌دهد یا نه چیست؟ درست است، طراحی و مهندسی بخش مهمی هستند. اما بهترین معیار این است که فکر کنید فردی که به فروشگاه یا وبسایت شما مراجعه می‌کند، وقتی بیرون می‌رود مشکلش حل شده باشد.»

25. برایان چسکی مؤسس Airbnb

«برخی مواقع به جای اینکه یک تجربه نه‌چندان موفق را بگیریم و تلاش کنیم که مشکلش را برطرف کنیم، بهترین کار این است که تجربه موفق یک نفر را مطالعه و کاملاً درک کنیم و بعد به این فکر کنیم که چطور می‌شود این تجربه را بهتر کرد و گسترش داد.»

26. پیتر تیل یکی از مؤسسان PayPal

«وقتی یک کار جدید را شروع می‌کنید نباید از بازارهای بزرگ شروع کنید. اول از بازارهای کوچک شروع کنید و سریعاً آنها را تحت سلطه خودتان در بیاورید.»

27. ایلان ماسک کارآفرین، سرمایه گذار، مؤسس تسلا و اسپیس ایکس

«همیشه به دنبال انتقاد باشید. انتقادی که با تفکر انجام شده باشد مثل طلا است. باید به دنبال این نقدها از هر کسی باشید و مخصوصاً از دوستانتان نقد بگیرید.»

28. الن شاف مؤسس Imgur

«اگر از جامعه مجازی استفاده نمی‌کنید به ضررِ کار شما است. می‌توانید از جامعه‌های آنلاین بپرسید که نظرشان در مورد ایده‌های شما چیست؟ و آنها به شما پیشنهاد بدهند. می‌توانید افرادی را پیدا کنید که به موضوع شما علاقه دارند، افرادی که در این زمینه تجربه زیادی دارند و می‌توانند به شماکمک کنند.»

29. کریس ساکا سرمایه گذار

«یکی از بهترین نکته‌هایی که باید به آن توجه کنید این است که نباید هیچ یک از افرادی که با آنها  برخورد می‌کنید را دست کم بگیرید. فرقی نمی‌کند کارگری باشد که در ایستگاه اتوبوس ایستاده یا پیشخدمت یک رستوران یا یک کارمند دون پایه. باهوش‌ترین رهبران، همیشه عقیده همه را جویا می‌شوند، نه فقط عقیده افراد مهم را. »

30. پل گراهام یکی از مؤسسان Y Combinator

«اکثر استارتاپ‌هایی که شکست می‌خورند دلیلش این است کاری را انجام نمی‌دهند که مردم می‌خواهند بلکه کاری را انجام می‌دهند که «فکر می‌کنند» مردم می‌خواهند. دلیل شکست‌شان این بوده که وقتی کسی به آنها گفته است که این ایده خوبی نیست، قبول نکرده‌اند  یا یک نفر دیگر آمده و کاری را انجام داده که مردم به آن تمایل داشته‌اند.»

31. دنیس کرولی مؤسس Foursquare

«بهترین توصیه‌ این است که اجازه ندهید مردم حواس شما را از کارتان پرت کنند، با حرف هایی از قبیل ایده‌ات خوب نیست، عملی نیست، چرا باید این کار را انجام دهید، یک شخص دیگر هم دارد همین کار را انجام می‌دهد. اگر به این عقاید منفی گوش دهید هیچ‌وقت نمی‌توانید چیزی را خلق کنید. این کاری بود که ما انجام دادیم. سعی کردیم چیزی را خلق کنیم که مفید باشد و اگر شما می‌توانید از آن استفاده کنید احتمالاً هزاران نفر دیگر هم می‌توانند از آن سود ببرند.»

32. اریک رایز مؤسس The Lean Startup

«بنابراین برای تست کردن ایده‌هایتان کافی نیست که با گروه‌های آزمایشی این کار را انجام دهید بلکه در تمام طول مسیر، حتی در مسیر گسترش بیزینس هم همیشه باید عملی بودن ایده‌هایتان را به بوته آزمایش بسپارید.»

33. لیا باسک مؤسس TaskRabbit

«کاری که واقعاً نیاز هست انجام بدهید این است که فکر کنید کوچکترین آزمونی که می‌توانید روی ایده، نظریه یا مفهومتان انجام دهید، چیست. بعد همان کار را انجام دهید و کاری کنید که مشتریان هم از آن استفاده کنند. چون مشتری‌ها تنها افرادی هستند که می‌توانند بگویند ایده شما موفق می‌شود یا نه.»

34. آنتونی کاسالنا مؤسس Squarespace

«نیازی نیست که به دنبال تغییر دنیا باشید و اثری از خودتان در سطح جهانی به جا بگذارید. در آغاز کار، قدم‌به‌قدم سعی کنید مشکلات کوچک را حل کنید تا در نهایت به توانایی لازم برای کارهای بزرگ دست پیدا کنید.»

35. الکسیس اوهانیان مؤسس Reddit

«نکته اصلی بیزینس این است که یک کار استثنایی برای کاربرهایی که دارید انجام دهید، چه در خصوص جامعه، ارتباط یا طراحی. این بزرگترین مزیت ما به عنوان یک استارتاپ است. این باعث می‌شود که ما موفق شویم و آن را به مأموریت اصلی بیزینس‌مان تبدیل کنیم.»

36. جیسون فراید مؤسس Basecamp

«شما باید سرمایه‌ای که دارید را صرف آموزش و به اشتراک گذاری کنید. بنابراین ممکن است به جای یک بازاریاب بهتر باشد یک نویسنده استخدام کنید و افکارتان را به مردم منتقل کنید. البته همیشه نمی‌توانید در مورد خودتان صحبت کنید. در مورد موضوعات مرتبط به حوزه کاری و ایده‌هایتان، صحبت کنید و مخاطب جذب نمایید.»

37. پالمر لاکی Oculus Rift

«اگر شما مؤسس یک شرکت باشید مهم‌ترین چیزی که باید بدانید این است که نمی‌توانید همه کارها را خودتان انجام دهید و حتی اگر بتوانید، نباید این کار را انجام دهید.»

38. کمال راویکنت، AngelList

«در هر کاری که انجام می‌دهید باید به دنبال شریک باشید. به دنبال کسی باشید که سطح هوش، انرژی و صداقت بالایی داشته باشد. شما به همه این سه مورد نیاز دارید و نمی‌توان هیچ کدام را نادیده گرفت اگرنه در نهایت با کسی شریک می‌شوید که یا باهوش نیست یا سختکوش نیست یا بدتر از همه با یک فرد نادرست شریک می‌شوید که برخلاف منافع شما عمل می کند. فهمیدن اینکه کسی صداقت دارد به زمان بسیار زیادی نیاز خواهد داشت.»

39. بن سیلبرمن مؤسس پینترست

«مهم‌ترین نکته این است که همه در راستای هدف کار کنند. فرقی نمی‌کند که هدفتان ساخت یک بیزینس کوچک برای کسب پول و ثروت باشد تا دیگر مجبور به انجام کار اداری نباشید یا اینکه بخواهید یک کار بزرگ انجام دهید یا حتی چیزی مثل گوگل بسازید، فرقی نمی‌کند. مهم این است که همه در راستای هدف کار کنند.»

40. تونی شی مؤسس زاپوس

«بسیاری از سازمان‌ها و شرکتها لیستی از ارزش‌های بنیادی دارند. اما مشکل اینجا است که خیلی فرمالیته و آرمانی است. از همان روز اول، در بیانیه‌های مطبوعاتی یا سیاست‌های بازاریابی این ارزش‌ها را بیان می‌کنند اما بعد از مدتی فقط همین جمله‌های رویایی توخالی روی تابلویی در لابی شرکت می‌ماند. ما به دنبال ارزش‌هایی هستیم که تعهد پذیر باشند. منظور از تعهدپذیری این است که استخدام و اخراج کارمندان بر اساس این ارزش‌ها و کاملاً مستقل از عملکرد شغلی آنها انجام شود.»

41. اندرو میسون مؤسس Groupon

«منظور از ارزش، آن اصول و رفتارهایی است که ایمان راسخ به آنها دارید. راسخ یعنی این که هیچ نوع داده و اطلاعاتی نمی‌تواند شما را از آن ارزش‌ها منحرف کند. موفقیت بلند مدت شما به وسیله میزان پایبند بودن شما به این ارزش‌ها مشخص می‌شود.»

42. ریچارد برانسون مؤسس شرکت ویرجین

«یک شرکت یعنی جمعی از مردم. شما به عنوان رهبر گروهی از مردم، باید شنونده خوبی باشید، خوب انگیزه بدهید و باید خوب تشویق کنید و بهترین ویژگی‌ها را در آنها پیدا کنید. آدم‌ها هم مثل گل هستند. اگر آنها را آبیاری کنید، رشد می‌کنند و اگر افراد را تحسین و تشویق کنید، شکوفا می‌شوند، این مهمترین ویژگی یک رهبر است.»

43. اندرو لینوگ مؤسس Soundcloud

«معمولاً به کارمندانم می‌گویم که دستیار سایر کارمندان شرکت هستم. وظیفه‌ام این است که مطمئن شوم چیزی که لازم دارند در دسترس‌شان باشد، هر چیزی که نیاز دارند تا عملکردی عالی داشته باشند. این کاری است که باید انجام بدهم و اگر آنها چیزهای مورد نیازشان را نداشته باشند باید اطلاع بدهند چون این یعنی من کارم را درست انجام نداده‌ام.»

44. جاستین کان مؤسس Justin. tv

«موارد زیادی پیش می‌آید که از کنترل شما خارج هستند اما موفقیت شما به آنها بستگی دارد. مثلاً اینکه آیا بازار آماده پذیرش خدمات شما هست، مشتری و وضعیت اقتصادی، پذیرای خدمت شما هستند؟ آیا سرمایه گذار مناسب برای شرکت خود پیدا می‌کنید؟ شرایط بیرونی زیادی هستند که موفقیت شما را تعیین می‌کنند و شما نمی‌توانید آنها را کنترل کنید. شما باید آمادگی پذیرش این موارد را داشته باشید.»

45. جسیکا لیوینگستون مؤسس Y Combinator

«یک ویژگی مهم این است که ذهنی باز و انعطاف پذیر داشته باشید. منظور این نیست که نباید هدف و اعتقاد راسخ داشته باشید اما باید پذیرای تغییر هم باشید.»

46. مارک زاکربرگ مؤسس فیسبوک

«مشکلات زیادی پیش خواهد آمد و مردم می‌خواهند بدانند که چه نوع اشتباهاتی را نباید مرتکب شوند. توصیه این است که به پیشگیری از اشتباه فکر نکنید چون اشتباه اجتناب ناپذیر است. مسأله این است که از اشتباهات خود سریعاً درس بگیرید و دلسرد نشوید. مثلاً در سالهایی که از ظهور فیسبوک می‌گذرد، همیشه مشکلاتی بودند که می‌توانستند به شکست کامل ما منجر شوند یا پیشرفت را برای ما غیرممکن می‌کردند اما ما دوباره شروع کردیم و درس گرفتیم. هیچ چیز غیرممکن نیست فقط باید یکی‌یکی موانع را پشت سر بگذارید.»

47. مارک اندرسن مؤسس Andreessen Horowitz

«دو ویژگی مهم که باید در افراد وجود داشته باشند و خیلی هم ساده به نظر می‌رسند نبوغ و شجاعت هستند. شجاعت به معنی دلسرد نشدن در مواقع سختی است، به معنی داشتن اراده راسخ برای موفق شدن. این‌ها را می‌شود یاد گرفت، می‌توانید خودتان را مجبور کنید که شجاعت داشته باشید حتی اگر سخت باشد. اما نبوغ، کمی سخت‌تر است که خودتان را مجبور به داشتن آن کنید. شجاعت بدون نبوغ ممکن است شما را به هدفتان نرساند اما نبوغ بدون شجاعت مطمئناً به شکست منجر می‌شود.»

48. داستین ماسکوویتز یکی از مؤسسان فیسبوک

«واقعیتی که ممکن است خوشایند نباشد این است که کارآفرین بودن کار ساده‌ای نیست، سختی زیادی دارد. باید مدت‌ها پشت میز بنشینید، تمرکز کنید، سرتان را  پایین بیندازید، به ایمیل‌های مشتریان پاسخ بدهید، بخش فروش را کنترل کنید، مشکلات مهندسی را حل کنید، بنابراین مهم است که با چشمان باز عمل کنید.»

49. تیم فریس کارآفرین و سرمایه گذار

«خوش بینی مهم است اما برای شروع به کار به عنوان یک کارآفرین، باید عملاً بدبین باشید. باید بدترین شرایط مانند زیان مالی و از دست دادن زمان را پیش‌بینی کنید و اینکه اگر اتفاق بیفتند چه درس‌هایی برای شما خواهند داشت. قبل از شروع کار، بپذیرید که اتفاق خواهند افتاد. چون اگر بدون آمادگی برای بدترین شرایط و با عینک خوش‌بینی وارد کار شوید و بخواهید که دنیا را شکست دهید، با تجربه اولین مشکل، روحیه‌تان را می‌بازید و از کار دست می‌کشید.»

50. امت شیر مؤسس Twitch

«اگر به کارتان عشق نداشته باشید، نمی‌توانید از تجربیات دردناکی که اجتناب ناپذیر هم هستند، سربلند بیرون بیایید. بنابراین حتماً مراقب خودتان، سلامت جسمی و روحی‌تان باشید چون فرآیندی طولانی و سخت در پیش رو دارید.»

زندگی 50 کارآفرین ایرانی

“سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران” کتابی است 800 صفحه‌ای که توسط فریدون شیرین‌کام و ایمان فرجام‌نیا نوشته شده و توسط انتشارات فرهنگ صبا به بازار نشر راه یافته است. این کتاب روایتگر زندگی و کار 50 فعال اقتصادی در 150 سال گذشته است که با محمدحسن امین‌الضرب آغاز می‌شود. هم او که بنیانگذار نخستین نهاد کارفرمایی در تاریخ اقتصاد ایران است. مجلس وکلای تجار در 14 مرداد 1263، توسط امین‌الضرب و تعدادی از بازرگانان این دوره تاسیس شد.
در این کتاب، زندگینامه 50 فعال اقتصادی در بستر حوادث زندگی فارغ از مسائل و حواشی سیاسی و عمدتاً از منظر تلاش اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. سرگذشت افرادی که در یک قرن گذشته با امکانات کم و زیادی که داشتند، توانستند شرکت‌ها و گروه‌های صنعتی بزرگ و کوچک ایجاد کنند و بعضاً با اشتغال مستقیم نزدیک به 10 هزار نفر در شرکت‌های زیرمجموعه، تحول‌آفرین باشند. در فعالیت اکثر این کنشگران پیوستگی فعالیت چند حوزه اقتصادی مثل تجارت و صنعت مشاهده می‌شود. ناتوانی در مدیریت بنگاه صنعتی و به تبع آن کنترل دولت بر این موسسات، می‌تواند نشانگر برخی از محدودیت‌ها در توسعه صنعتی ایران باشد که در کتاب روایت شده است. از جمله نتایج این تحقیق این بوده که 50 فعال اقتصادی به سیاست علاقه داشته‌اند و عرصه جغرافیایی فعالیت آنان عمدتاً ملی بوده و کمتر توجهی به بازار بین‌المللی داشته‌اند. نوآوری در عرصه‌های اجتماعی و نیکوکارانه از مشخصه‌های قابل مشاهده در فعالیت آنها بوده است.

از جمله نتایج تحقیق می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

■عده‌ای از آنان طی چند نسل و برخی طی یک نسل به توسعه بنگاه‌های اقتصادی پرداختند.
■تعدادی از آنان همزمان در فعالیت تجاری و صنعتی تا سال 1357 فعالیت داشتند. برخی از فعالان عمدتاً در یک رشته با حلقه‌های مرتبط با صنعت خود سرمایه‌گذاری کردند.
■برخی از آنان به دلیل ناتوانی در مدیریت و نگرش غیرعلمی در توسعه بنگاه با مشکل مواجه شده و تحت کنترل سازمان‌های دولتی قرار گرفتند.
■عده‌ای از فعالان و خانواده‌های بزرگ اقتصادی پس از سال‌ها فعالیت تجاری و صنعتی وارد عرصه سیاسی شدند.
■تعداد محدودی از بنگاه‌ها با مدیریت و شیوه‌های علمی اداره و اندکی از آنان وارد بازار بین‌المللی شدند.
برخی از آنان گام‌های تازه‌ای در عرصه فعالیت نیکوکارانه در ایران دهه 40 و 50 را آغاز کردند.

آنها که بودند و چه کردند؟

دو نفر از این کارآفرینان به نام‌های حاج محمدحسن امین‌الضرب و حاج معین‌التجار بوشهری، افرادی هستند که بخش عمده فعالیت‌شان متعلق به دوره قاجار است و تنها بخشی از فعالیت آنان و فرزندان‌شان در دوره پهلوی اول صورت گرفته است. تقی‌یوف از فعالان اقتصادی آذربایجان عصر تزاری بود. اما در دوره قاجار همچنان پیوندهای فرهنگی و نیکوکارانه خود را با ایران حفظ کرده بود. ویژگی برجسته فعالانی مثل لاجوردی، برخوردار، خسروشاهی، خیامی و نظایر آنها تحول از عرصه تجارت به توسعه صنعتی بود. آنان با سال‌ها تجربه در امر تجارت و شناخت شبکه بازار محلی و ملی، از اعتبار و اعتماد بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ بین‌المللی برخوردار بودند. همین امر موجب تسهیل فعالیت صنعتی آنان می‌شد. برخی از آنان در دو نسل به فعالیت تجاری پرداختند. تعدادی از آنان نظیر آزمایش، جعفری و خلیلی کار خود را از کارگری با کارگاه‌های کوچک شروع کردند و به تدریج موفق به تاسیس واحدهای صنعتی شدند. فعالیت صنعتی و مدیریت بسیاری از آنان در کمتر از سه دهه دوام یافت. برخی از آنان مانند ارجمند همراه با استادی دانشگاه به فعالیت صنعتی روی آوردند. عده‌ای همچون آهارونیان از بخش عمومی به فعالیت اقتصادی روی آوردند. او به کمک پدر همسر فرانسوی‌اش که سال‌ها در ایران سرمایه‌گذاری و فعالیت می‌کرد به گسترش فعالیت پرداخت. برخی همچون ظهیری، صاحب شرکت مهرام، تا سال 1349 کارمند و همزمان در بخش خصوصی برای هراتی و صراف‌زاده کار می‌کرد. حاج حسین ملک کار صنعتی نمی‌کرد. او با بهره‌مندی از زمین‌های گسترده میراثی توانست در رفتار نیکوکارانه نوآوری کند.

برخی همچون عباسقلی بازرگان نمونه متنوعی از کنش اقتصادی در حوزه تلگراف، صابون‌سازی، صادرات و زمینداری بودند. شمشیری و مانیان از جهت شخصیت اجتماعی، مبارزه سیاسی، فعالیت کوچک اقتصادی و کارهای نیکوکارانه طی سال‌های 1330 تا 1357 حائز اهمیت هستند. عده‌ای همچون حسینعلی البرز با تاسیس بنیاد خیریه و تشویق مالی دانش‌آموزان فقیر و باهوش در توسعه فرهنگ در دهه 40 تلاش کردند. در همین راستا بنیاد خیریه لاجوردی نیز با تخصیص 10 درصد سود صنایع به توسعه مدرسه‌سازی و خوابگاه درخور توجه است. ایروانی با موسسه نیکوکارانه‌اش به نام ایروانی‌‌پور با پرورش 21 کودک یک تا دوساله گامی نوین در نیکوکاری ایرانی برداشت. همایون به عنوان تاجر نیکوکار با گرایش روشنفکری دینی و تاسیس حسینیه ارشاد مورد توجه قرار گرفت. برخی همانند برادران عمیدحضور دومین بنگاه بزرگ کفش و شبکه پخش را در دهه 50 در ایران تاسیس کردند. تعدادی از شرکت‌های گروه بلا به دلیل بدهی زیاد و ناتوانی از بازپرداخت آن و به دلیل تفاوت دیدگاه برادران عمیدحضور بر سر نحوه مواجهه با مشکل نقدینگی به مدیریت دولتی در اداره کل واحدهای صنعتی خانوادگی رضایت دادند. شرکت‌های متعلق به حسین همدانیان در اصفهان به دادن رشوه و فعالیت غیرقانونی متهم شد. او در یک فرآیند پیچیده و نامشخص درگیر شد، به گونه‌ای که واحدهای صنعتی او در سال 1354 در قالب یک بنیاد خیریه دولتی به نام او وقف شد.

درهم‌آمیزی صنعت و تجارت

تعداد زیادی از آنان مثل برخوردار، لاجوردی، صراف‌زاده و هراتی فعالیت تجاری و صنعتی را با هم تا سال 1357 پیش بردند. افرادی چون عالی‌نسب پس از ورود به صنعت، تجارت را رها کردند. عالی‌نسب تا وقوع انقلاب اسلامی تنها دو واحد صنعتی تاسیس کرد و طی یک ربع قرن پس از انقلاب اسلامی توسعه‌ای به واحدهای صنعتی خود نداد. او قریب یک دهه به مشاوره دادن در زمینه اقتصادی به دولت پس از انقلاب اسلامی فعالیت داشت. برخی مثل آزمایش و ارجمند عمدتاً درگیر فعالیت صنعتی بودند. آنان یکی از برندهای بزرگ تولید لوازم‌خانگی در ایران معاصر را در دهه 40 و 50 پدید آوردند. آزمایش فاقد تحصیلات دانشگاهی و برادران ارجمند دارای عالی‌ترین‌ مدارج تحصیل از بهترین دانشگاه‌های اروپا بودند. با این وجود با تفاوت‌هایی نقش هر دو آنها در بخش خصوصی و توسعه ظرفیت صنعتی در ایران حائز اهمیت است. برخی از آنان مانند حسن خسروشاهی و عمیدحضور موفقیت قابل توجهی پس از انقلاب در کانادا و آمریکا داشتند. تعداد محدودی مانند نقوی و تفضلی در سطح محلی فعالیت داشتند. گرچه ابعاد فعالیت و جایگاه تفضلی در صنعت نساجی با 4500 پرسنل در سطح ملی مورد توجه است. اما او با سهام هفت درصدی، بیش از نیم‌قرن در کارخانه ریسندگی و بافندگی کاشان مدیرعامل بود. مدیریت او با وقوع انقلاب اسلامی تغییر نکرد. او در ایران ماند و همچنان تا سال 1366 که در قید حیات بود در توسعه کارخانه ریسندگی و بافندگی کاشان تلاش کرد. برخی همانند خاموشی، عسگراولادی و میرمحمدصادقی در نگرش سیاسی و مخالفت با دولت پیش از انقلاب و همسویی آنان با دولت پس از انقلاب، جایگاه‌شان در قدرت سیاسی حائز اهمیت است. عده‌ای همانند گرامی و خلیلی، با مشکلات مصادره شرکت پس از انقلاب مواجه شدند، اما در هر دو دوره همچنان فعال هستند. برادران رفوگران از جهت سرمایه‌گذاری در کارخانه خودکار بیک، مداد، عطر و نوشتن سه کتاب بیوگرافی، قصه و شعر تنها مورد استثنایی از میان فعالان اقتصادی هستند که اقدام به ثبت نوشتاری دستاوردهای خود کردند. برخی مانند گرامی از فقر شروع کرده و توانستند طی یک نسل به توسعه فعالیت صنعتی بپردازند.

تعدادی از اعضای خانواده پس از مدتی فعالیت مشترک اقتصادی مثل برادران خیامی و گرامی از هم جدا شدند. برخی از آنان مانند کاظم خسروشاهی پس از 35 سال فعالیت اقتصادی در دوره کوتاه به وزارت رسیدند یا همچون نمازی پس از سال‌ها فعالیت اقتصادی خانوادگی به عنوان وزیر مشاور دولت مسوولیت داشتند. گروهی مانند قاسم لاجوردی، هراتی و… به نمایندگی مجلس سنا و شورای ملی انتخاب شدند. عده‌ای همچون صراف‌زاده و هراتی فعالیت صنعتی و تجاری در خانواده‌شان به دوره رضاشاه برمی‌گشت، هر یک از آنان در دو یا سه دوره به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شدند. فعالانی مثل کازرونی نقش مهمی در پیشتازی صنایع نساجی از سال 1305 داشتند. برخی مانند خلیل طالقانی از وزارت به بخش خصوصی آمدند و نقش موثری در راه‌اندازی تعدادی از پروژه‌های بزرگ صنعتی داشتند. عده‌ای مانند محمدعلی نوید، عالی‌نسب و میرمحمدصادقی با گرایش فرهنگی و سیاسی مخالف پهلوی در هر دو دوره فعال بودند. آنان در اتاق بازرگانی ایران پس از انقلاب اسلامی سال‌ها فعالیت صنفی داشتند. برخی از آنان مثل امین‌الضرب و معین‌التجار بوشهری مدتی به زندان افتادند. عده‌ای همچون کازرونی، احمد لاجوردی، محمدصادق فاتح از سوی گروه‌های سیاسی فرقان و فداییان خلق ترور شدند. صنایع و شرکت‌های تجاری عده‌ای از آنان به مصادره در‌آمد. اکثر آنان ممنوع‌المعامله و ممنوع‌الخروج شدند. اکثر این کارآفرینان، فاقد تحصیلات دانشگاهی بودند؛ اما فرزندان‌شان به تحصیل در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا پرداختند. کم‌کم نیروهای آموزش‌دیده در دانشگاه‌های داخلی و خارجی، جذب این شرکت‌ها شدند. گروهی از همین شرکت‌ها به دانشجویان بورس دادند؛ در کنار کارخانه مراکز آموزشی فنی تاسیس کردند. سرمایه‌گذاری خود را در حوزه‌های مختلف مربوط به فعالیت صنعتی‌‌‌‌‌‌‌شان، بانک و بیمه گسترش دادند؛ به تدریج، مدیریت علمی و آموزش در موسسات صنعتی مورد توجه آنان قرار گرفت و تعدادی از شرکت‌ها تبدیل به سهامی عام و وارد بورس شدند. در برخی از شرکت‌ها، اولین مراحل تفکیک مدیریت از مالکیت شکل گرفت؛ تعدادی از اعضای هیات مدیره از بین مدیران انتخاب شدند و به‌تدریج اختیارات بیشتری به مدیران داده شد. برخی شرکت‌ها آموزش مدرن و علمی را برای مدیران و در حوزه فنی برای کارکنان مورد توجه قرار دادند و اکثر این واحدها کارکنان خود را بیمه کردند. قبل از دهه 40، سیاست رفاهی عمدتاً معطوف به مدیران بود، اما از اوایل این دهه، نیازهای رفاهی کارگران نیز مورد توجه قرار گرفت.

رویکردهای جدید

رویکرد نسل دوم برخی از این فعالان به آموزش و اشتغال زنان، از مفاهیم دنیای مدرن سرچشمه گرفته شد. از این رو، اشتغال زنان را در بخش‌های مختلف اداری و تولیدی مورد توجه قرار دادند. فرزندان نسل دوم یا سوم اکثر خانواده‌ها تحصیل‌کرده بهترین مدارس و دانشگاه‌های آمریکا و اروپا بودند و این فرضیه که فرزندان، قادر به توسعه بنگاه اقتصادی بودند یا نه، فرصت بخت آزمودن در دهه 60 خورشیدی را پیدا نکرد. تعداد بسیار اندکی از این فرزندان تا اواخر دهه 50 توانستند به مجموعه خانوادگی بپیوندند. اینکه ثروت موجب رونق یا توسعه فعالیت فرزندان این خانواده‌ها می‌شد با صدور حکم کلی امکان‌پذیر نیست. برخی از آنان مثل لاجوردی و خسروشاهی در ورود فرزندان به بنگاه‌ها موفق بودند. برخی از آنان در تله ثروت بدون رنج گرفتار شدند و نقش مثبتی در فعالیت خانوادگی ایفا نکردند. اواسط دهه 50، مساله‌گذار از سهامی خاص به عام و تفکیک مدیریت از مالکیت برای تعدادی از بنگاه‌های ایرانی مطرح بود. به نظر می‌رسید همه اینها به توسعه بورس، مدیریت و ادغام در بازار جهانی و… گره خورده است. انتخابی سخت و پیچیده در برابر بنگاه‌های اقتصادی خانوادگی قرار داشت. هنوز بنگاه‌های ایرانی در گام‌های اولیه فرآیند گذار با مدیریت مدرن غیرخانوادگی مواجه بودند.

فعالیت‌های سیاسی

در دهه 40 و 50 امثال عالی‌نسب، میرمحمدصادقی و نوید از مخالفان رژیم گذشته به فعالیت تجاری و صنعتی مشغول بودند. شرکت‌های این فعالان طی بیش از سه دهه در توسعه ظرفیت صنعتی، آموزش فنی، افزایش اشتغال، گسترش رفاه و بهبود زندگی ایرانی، نقش موثری ایفا کردند. تعداد زیادی از این صنایع بر اثر ناتوانی در اداره کردن، فساد و مدیریت دولتی، امروزه از بین رفته‌اند و به جای کارخانه در زمین‌های مرغوب شهری آنها، ساختمان‌سازی شد و با فروش آن زیان انباشته شرکت‌ها جبران شد. محصولات برخی از آنان مثل پاکسان، صنعتی بهشهر، بوتان گاز و… همچنان در سبد زندگی ما وجود دارند.

با این اوصاف در بین بسیاری از نویسندگان مسائل اجتماعی ایران، علاقه وافر به تئوری‌پردازی‌های کلان، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی وجود دارد. این رویکرد، در کنار محدودیت سازمان‌های اسنادی و نهادهای پژوهشی، فراغتی برای مطالعه میدانی و بررسی مسائل خردتر به‌جا نگذاشته است. نویسندگان کتاب با اشاره به اینکه برای مطالعه در این زمینه با مشکلات بنیادی مواجه بوده‌اند؛ معضلاتی از قبیل کمبود مطالعات میدانی در رشته‌های مدیریت، بازرگانی، اقتصاد، بی‌توجهی فعالان اقتصادی به فرهنگ نوشتاری، بی‌اعتمادی به محققان و عدم تمایل برای دسترسی به داده‌ها از سوی فعالان، سختگیری نهادهای حاوی اسناد در ارائه مستندات را از جمله مشکلات پیش روی تحقیق خود عنوان کرده‌اند. در چندین کتاب و مقاله، اتهام مونتاژ به فعالیت صنعتی آنان می‌زنند؛ ولی کسی درباره کم و کیف گذار از مونتاژگری به خلاقیت، شکل‌گیری بخش تحقیق، نوآوری و ماهیت شکل‌گیری این پروسه، طرحی ارائه نمی‌کند. محدودیت و ظرفیت فعالان و نهادها در تاریخ اقتصادی ایران هنوز به جد مورد بررسی قرار نگرفته است. احکام کلی درباره فعالیت آنها صادر می‌شود؛ احکامی که اغلب از نظریه‌های مارکسیستی مکتب وابستگی و نظریات نئومارکسیستی سرچشمه گرفته است. هنوز مطالعه‌ای درباره فعالیت کارآفرینان ایران در دوره پهلوی، شیوه‌های تبلیغ آنها، استفاده از سرمایه‌گذاری خارجی، مشارکت آنان با شرکت‌های بزرگ، کمبود نیروی ماهر در آن دوره، ناکارایی دولت پهلوی و مداخلات آنها در واحدهای صنعتی (طی سال‌های 1330 تا 1357) از فضای کلی‌گویی ایدئولوژیک رنج می‌برد.

جامعه‌ای که اولین دانشجویانش -کمتر از هزار نفر- در سال 1319 فارغ‌التحصیل شدند و عمدتاً در خدمت سازمان‌های دولتی درآمدند. کشوری که دانشکده مدیریت سازمان بورس، استاندارد و بهره‌وری آن در دهه 40 شکل گرفت؛ چگونه از کارآفرین‌اش می‌خواهد توانایی‌های بین‌المللی در حد جنرال‌موتورز، توشیبا، نستله، نوکیا، اپل، گروندیک، ولوو و… داشته باشد؟ نوآوری و خلاقیت در تولید کالا، رقابت و پیشی گرفتن از شرکت‌های بزرگ کشورهای توسعه‌یافته، آسان‌تر از تولید نظریه و اندیشه تازه در زمینه‌های مختلف علوم انسانی نیست. فعالان اقتصادی در کنار اینکه می‌خواستند خود بزرگ شوند به رفاه ملت کمک کردند. آنان در تصمیم‌های اقتصادی و اجتماعی خود عاری از خطا نبودند؛ انتظار الگوی معلم اخلاق بودن از آنها نباید داشت، اما نقش موثری در گسترش صنعت و بهبود زندگی ایرانیان در طی بیش از سه دهه داشتند. تعدادی از فعالان اقتصادی که از آسیب‌های اخلاقی فردی، اجتماعی، مسوولیت‌ناپذیری در تولید یا توزیع در امان نبودند به روابط و پیوند با قدرت به جای ظرفیت‌سازی در درون بنگاه اقتصادی و تحول تدریجی روی آوردند. همه آنان در نحوه کسب و کار، در رعایت قوانین عرفی، اداری و همسویی با قدرتمندان به یک نحو رفتار نکردند.

از سوی دیگر به طور اجمال آنچه در بررسی 100 سال گذشته به عنوان رهیافت تاریخی می‌بایست مورد توجه قرار گیرد، ایجاد نگاه مثبت و سازنده نسبت به مقوله ثروت و سرمایه مولد در میان افکار عموم مردم است. نویسندگان کتاب با بررسی تجربه کارآفرینی و رشد صنعتی در پنج دهه اخیر متوجه شده‌اند که از دلایل عدم دستیابی به رشد اقتصادی مانا و پایدار، عدم فرهنگ‌سازی مناسب در سطوح مختلف جامعه است؛ چرا که همواره فرهنگ برخورد با سرمایه و سرمایه‌دار در کشور مغفول مانده و برای اقشار مختلف مردم به درستی تبیین نشده است. مردم باید بدانند که یک سرمایه و صنعت مولد، باعث رشد و توسعه اقتصادی کشور و منجر به ارتقای سطح رفاه و زندگی مطلوب برای همه آنها خواهد شد. در این رهگذر رشد اقتصادی به وجود‌آمده در سال‌های دهه 40 خورشیدی نخستین دیکته‌ای بود که در عرصه توسعه صنعتی کشور به تحریر درآمد؛ دیکته‌ای که قطعاً عاری از غلط نیست. فقدان فرهنگ و درک عمومی از سرمایه مولد، کارخانه و کارآفرینی در میان آحاد مردم یک عامل جدی و اساسی گذشته از دیگر عوامل در برخورد با دارایی برخی فعالان اقتصادی در اواخر دهه 50 قابل ذکر است. مساله کلیدی این است که سرمایه و صاحب سرمایه برای رشد کسب و کار و توسعه کسب و کار به یک فضای امن و ایمن، نیاز دارد تا بتواند به راحتی به توسعه کسب و کار خود بپردازد. اگر چنانچه افراط و تفریط و تندروی نسبت به اشتباهات صورت‌گرفته در روند رفتار یک صاحب سرمایه صورت گیرد، در نهایت همه متضرر خواهیم شد. اگر طبقه کارآفرین ما مثل سایر اقشار اجتماعی دیگر دچار اشتباه و خطا شدند، باید به تناسب ایراد و اشتباهی که مرتکب شدند، مجازات‌هایی برای آنان در نظر گرفته شود. اگر چنانچه خارج از این حدود عمل شود، محیط ناامن برای سرمایه‌گذاری به وجود می‌آید. در این میان ضروری است که به کشور همسایه‌مان یعنی ترکیه که در هشت سال گذشته توانست رکوردهای بزرگی را در رشد اقتصادی در دنیا از آن خود کند، نگاهی داشته باشیم. باید بررسی شود که این پیشرفت بزرگ ریشه در چه چیزی دارد. اگر بخواهیم دقیق بشویم، این امر بستگی به فهم سیاستگذاران و تصمیم‌گیرندگان اقتصادی و سیاسی آن کشور نسبت به موضوع سرمایه و توسعه در کسب و کار دارد.1 باید درک کرد شکل‌گیری، بزرگ شدن بنگاه خصوصی و توسعه آن در سطح ملی و بین‌المللی امری به غایت سخت و پیچیده است و به نظر می‌رسد سخت‌تر از آن تداوم طولانی‌مدت، عمر بنگاه است. امری که تاریخ معاصر ما نشان داد، به دلیل مشخص نشدن جایگاه بخش عمومی و نگرش‌های واقع‌گرایانه نسبت به تجارت، صنعت، تکنولوژی تحقیق و نوآوری همچنان در خوان اول از هفت‌خوان هستیم. در این شرایط باید تلاش کرد تا با یک درک درست و منطقی از اقتصاد و سیاست و قدرت و ثروت تعاملی سازنده و مثبت بین دولت، ملت و کارآفرینان شکل گیرد تا در سایه این مهم همه احساس برد و رضامندی داشته باشند.
نویسندگان کتاب به عنوان یک تجربه تاریخی به دو نکته دیگر هم اشاره کرده‌اند. یکی اینکه کارآفرینان و فعالان کسب و کار ایران ارتباط خود را با قدرت سیاسی حاکم به شیوه‌ای صحیح، شفاف و در چارچوب اصول و ضوابط تعریف کنند و از هرگونه اقدام خلاف این جهت اجتناب کنند. دیگر اینکه در یک جامعه با مشخصات و مختصات ایران صاحبان کسب و کار با رویکرد مسوولیت اجتماعی جلوه‌ای مثبت و سازنده از سرمایه ارائه کنند نه اینکه ثروت و سرمایه به‌عنوان نماد تفاخر و برتری‌طلبی باشد. با توجه به این رهیافت برای رسیدن به یک رشد اقتصادی پایدار به یک جنبش فرهنگی نیاز داریم. به تعبیر مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از کارگران در اردیبهشت‌ماه امسال «رشد اقتصادی بدون رشد فرهنگی نه ممکن است و نه مفید.

برچسب ها: ,

مطالب مرتبط

مطلب مرتبطی یافت نشد

0 دیدگاه

یک نظر ارسال کنید